راستش یه جور بدی جا افتاده که وقتی اسم بیماری های روانی یا درستش ، سندروم های روانی میاد ، همه اخممیکنن و عوق میکنن و فک میکنن با یه ویروس طرفن ! اما خب اینجوری نیس ! من دیدم و حس کردم و تمامتلاشمومیکنم که ثابت کنم همچین چیز اشتباهی حتا وجود خارجی هم نداره !
یکی از این سندروم ها و اولین سندرومی که راجع بهش تحقیق کردم ، سندروم دوقطبی(bipolar disorder) هستش !
خب علایمی داره که یه چیز کلی هستش اما واسه همه اینجور نیس . اینکه مودی باشی وتند تند خلق و خوعوض بشه ، یهواز همه زده بشی ، یهودلت یه جمعیت ویه سروصدای درست وحسابی بحواد ، نمیتونه دلیل قانع کننده ای برای دوقطبی بودن باشه .
••••
[حالم بد شد ، نمیخواستم کسی کنارمباشه اما به شدت نیاز داشتم کسی کنارم میبود ..میگن که یه چیزیم هست ، خب اره ، خودم میدونم، اما نمیخوام اونا راجع به این "چیز" که به من تعلق داره ، قضاوت کنن! اونا هیچ حقی ندارن ، این "چیز" از خود من شکل گرفته و درهرصورت "من" برنده م !اگه من اون "چیز" رو شکست بدم یا اون منو شکست بده ، درهرحال این خوده خوده من بودم که هم شکست خوردم هم پیروز شدم ، اون "چیز " ، سندروم دوقطبیه و من هیچ مشکلی باهاش ندارم ، میفهمی !؟]
••{قسمتی از دیالوگ های فصل ۵ از کتابم : دوقطبی}••
برچسب:
نویسنده: یگانه نیکفر